ایران در رتبه ۱۱۸ شادی جهان؛ خدا را شکر ملت الکی خوشی نیستیم


افاضات اضافه

 

دیدارنیوز ـ عوام‌الملک:

جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

از اول صبح اخبار راهپیمایی در تهران و سایر شهرها را دنبال کردم. اعلام شد که از دوربردترین موشک بالستیک تاکتیکی جهان رونمایی شده است. دوربردترین موشک یعنی آن موشک‌هایی که دوربرد هستند از این موشک نزدیک‌بردتر هستند. تصاویری هم از هنرهای رزمی در حاشیه راهپیمایی منتشر شد. متاسفانه در برخی از تصاویر، نسوان حالت‌های خوبی از خودشان نشان نمی‌دادند و عده‌ای از عوام هم مشغول تماشا بودند. جای برخورد جدی داشت اما چون نیتشان پاک بود قابل بخشش بودند. چند نفر از ذکور هم نمایش از صحنه به در کردن یک حریف با شکستن چوب روی شکم یک حریف دیگر را به نمایش گذاشتند‌. جلوه بارز عملیات فریب بود. لازم بود حریف مورد هدف قرار گرفته دستش را جلوی دهانش بگیرد و با تمان توان فوت کند. واقعا گاهی لازم نیست آخرین ضربه را محکم‌تر بزنیم. مصاحبه محمدباقر را هم شنیدم. خوشبختانه آنقدر مسلط حرف زد که معلوم شد جوسازی‌های صورت گرفته درباره دو تکه سیسمونی هیچ تاثیری در روحیه او نداشته است. نکاتی در مورد مبارزه با فلسطین گفت. عده‌ای از غرب‌گراها و دشمنان فکر کنند محمدباقر اشتباه کرده و شادی کردند. متوجه نشدند این هم بخش دیگری از عملیات فریب است. عمدا اسم فلسطین را آورد تا اسرائیلی‌ها فریب بخورند. بعد از ظهر اخباری درباره ماجرای دیروز پارک پردیسان به دستم رسید. یکی از نسوان حجاب مناسبی نداشته و ناگهان یکی از ذکوری که با او بوده و ان‌شاالله که نسبتی هم با هم داشته‌اند گرفتار چند تیر غیب می‌شود و روی زمین می‌افتد. در این اتفاقات عبرتی‌ست برای کسانی که حجاب مناسبی ندارند. تازه ممکن است نسبتی هم با هم نداشته‌اند که در این صورت باید تیرهای غیب بیشتری می‌خورد. عصر تصویر نامه محمدرضا، رییس دفتر محمد، معاون اول ابراهیم خطاب به بهرام را خواندم. به نقل از محمد خطاب به بهرام نوشته بود: “جو دارو خیلی بد شده است. رسیدگی فرمایید.” همین پیگیری‌های خواص‌الدوله باعث شده است در عصر ابراهیم جو همه چیز به جز دارو خیلی خوب شود. حالا با این دستور جو دارو هم مثل بقیه چیزها خواهد شد. چه خوب است که برخلاف دوران حسن، خواص‌الدوله در حال پیگیری و رسیدگی همه امور هستند.

شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

خیلی سریع به چله بهار رسیدیم. عمر خیلی زود می‌گذرد. شاید چون خیلی خوش‌ می‌گذرد. رده‌بندی کشورهای مختلف از نظر میزان شاد بودن را دیدم. بین ۱۵۳ کشور در رده ۱۱۸ قرار داریم. منطقی و معقول است. بین کشورهای الکی خوشحال نیستیم. جزو ده کشور خیلی ناشاد هم نیستیم.‌ رتبه ما طوری‌ست که نشان می‌دهد حال کشورهای غمگین را می‌توانیم درک کنیم و یک شادی معقولی هم داریم. چه از این بهتر؟ شنیدم خواص‌المله در مورد ماجرای خرید کردن خانواده محمدباقر از ترکیه جلسه غیرعلنی داشته‌اند و محمدباقر گفته بعدا شفاف‌سازی می‌کند اما اعلام این موضوع در رسانه‌ها انگیزه سیاسی دارد. به نظرم محمدباقر نباید اعصابش را سر این مسائل بی‌اهمیت خرد کند. اولا همه چیز شفاف هست و اصلا لازم نیست بعدا کاری بکند. ثانیا به نظر من انگیزه سیاسی نداشته و انگیزه‌ها کاملا تجاری و فرهنگی بوده است. عده‌ای احتمالا از انجام تبلیغات گردشگری برای ترکیه پورسانت می‌گیرند و خواسته‌اند با این کار برای صنعت بی‌رونق گردشگری در ترکیه مشتری جذب کنند. بالاخره ترکیه مثل ما نیست که بدون تبلیغ همیشه پر از گردشگران خارجی هستیم. ۲۳۳ نفر از خواص‌المله‌ها هم بیانیه‌ای صادر کردند و خواستار شناسایی و برخورد با طراحان و مجریان پروژه تخریب محمدباقر شده‌اند. این کارها اصلا ضرورتی ندارد. محمدباقر که اینطوری تخریب نمی‌شود. این عبارات هم خیلی کارها را سخت می‌کند. خانواده محمدباقر سفر را طراحی و خودشان هم اجرا کرده‌اند. خواص‌المله نباید برای مسائل عادی و خانوادگی خواص بیانیه بدهند. حالت سیاسی پیدا می‌کند و خود محمدباقر هم راضی نیست. میثم از مداحان عزیز که در دوران حسن در مراسم مهم سعی می‌کرد با زبان شعر، حسن و محمدجواد و بقیه را از طرف همه عوام نصیحت کند اعلام کرد که امسال اصلا برای شعر خواندن در نماز عید فطر دعوت نشده است. عجیب هم نیست. در عصر ابراهیم نه مشکلی وجود دارد و نه بین خواص کسی غیرخودی‌ست. آن نوع شعرها دیگر به درد نمی‌خورد. باید متناسب با رده ۱۱۸ ایران در جدول شادترین کشورها، مجلس را شاد کرد. آخر شب حرف‌های حجت، خواص‌الدوله جوان مسوول کار و رفاه را خواندم. گفت که تا آخر سال می‌توانند فقر را حذف کنند. پارسال هم فقر مطلق را ریشه‌کن کردند. به نظرم برای اینکه هر سال یک بخشی از فقر برای خواص ایجاد مزاحمت نکند باید راهی پیدا کنند که مساله از اساس حل شود. بهتر است فقرا نباشند که فقری وجود نداشته باشد. باید راهی پیدا کرد که تا آخر سال فقیری وجود نداشته باشد. شاید هم بشود به زبان خوش از فقرا خواست تا آخر سال خودشان دیگر نباشند.

یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱

امروز روز‌ جهانی کارگر بود‌. سر صبح در همه گروه‌ها پیام دادم که “کارگران جهان! بیایید متحد شویم.” کسی جواب نداد. فقط یک نفر گفت “فردا روز معلم است. مراقب رفتارت باش.” متوجه منظورش نشدم. آرش راهبر [سردبیر دیدارنیوز] هم پیام داد که به محض رسیدن به دفتر دیدارنیوز برای ادای پاره‌ای توضیحات به دفتر مدیر مسوول بروم. تصویر فاکتور هزینه‌های مهمانی افطاری علیرضا برای مدیران بلدیه را دیدم. عیبی ندارد. بالاخره مدیران بلدیه که فقط نباید خدمت کنند. گاهی هم لازم است دور هم بنشینند و شام بخورند. اگر در کودکی در کلاس‌های تابستانی مناسب در محله شرکت کرده بودم یا مجری‌گری یاد گرفته بودم الان لازم نبود افاضات‌نویسی کنم. یک لقمه نان و ته‌دیگ برنج هم دور سفره مدیران بلدیه به من می‌رسید. اخبار دیدار دیشب ابراهیم با یک سری از سیاسیون اصلاحی و اصولی را خواندم. طبق معمول خیلی جلسه خوبی بوده و کسانی که دعوت شده‌اند خیلی رضایت داشتند و همه خیلی حرف‌های مهمی زده‌اند و ابراهیم خیلی با دقت گوش کرده است.‌ واقعا اگر خواص همت کنند و نوبتی هفته‌ای یک بار یک نفرشان به بقیه شام بدهند لااقل بین کسانی که دور میز نشسته‌اند دعوا نمی‌شود. اثر شام هم تا یک هفته می‌ماند. کسانی هم که دعوت نمی‌شوند لابد در وضعیت خواص معلق قرار دارند و باید حواسشان به خودشان باشد. چون هیچ وقت جزو عوام نمی‌شوند ولی ممکن است خواص بودنشان هم زیر سوال برود. یکی از خواص‌المله اعلام کرد که ممکن است افزایش حقوق در نظر گرفته شده برای کارگران توسط ابراهیم مورد تجدید نظر قرار بگیرد و کم شود. خیلی خوب است‌ و باید زودتر انجام شود. وقتی همه قیمت‌ها به عدد پارسال رسیده است دلیلی ندارد حقوق‌ها بالا برود. اصلا بهتر است همه چیز به حالت پارسال برگردد. البته پارسال، این موقع، خوب نیست چون هنوز دوران حسن بود. پارسال بعد از شروع عصر ابراهیم خیلی خوب است. آخر شب خبرهایی از جاده‌های مختلف شنیدم. خیلی شلوغ و پرترافیک بودند. شاعر درونم می‌گفت که ای ماه! این جماعت بین که در جستجوی تو به جاده آمدند. اما تو نیامدی. بی‌وفا!

دوشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

امروز با اینکه عید فطر نبود اما خیلی از عوام احساس عید داشتند و در محل‌های کارشان حاضر نبودند. ترافیک هم کمتر بود چون کسانی که برای دیدن ماه به جاده‌ها رفته بودند مجبور شدند همان جا بمانند تا ماه بیاید. قیمت‌های جدید ماکارونی و بعضی انواع کیک و کلوچه و بیسکوییت را دیدم. قرار بود قیمت‌ها به پارسال برگردند اما درباره این اقلام به سه سال بعد رفته‌اند. عیبی ندارد. ماکارونی و کیک و کلوچه و بیسکوییت خیلی مهم نیستند و جزو اقلام غذایی لوکس محسوب می‌شوند. اگر کسی نمی‌تواند از این چیزها بخورد به جایش نان بخرد. در دوران محمود هم وقتی گوشت و مرغ گران شد احمد، که حالا بزرگوار مشهد است، گفت اشکنه بخورید. البته انصافا هم اشکنه غذای خوشمزه‌ای‌ست ولی فقط وقتی امثال محمود و ابراهیم رییس خواص‌الدوله باشند خوردنش از سوی احمد توصیه می‌شود. اتفاقا امروز اعلام شد سرانه مصرف گوشت قرمز در کشور به سه کیلوگرم در سال رسیده است. می‌شود روزی ۸ گرم، هفته‌ای ۵۶ گرم. هنوز هم زیاد است. مصرف زیاد گوشت قرمز واقعا خوب نیست و باعث بسیاری از بیماری‌ها می‌شود. باید به اصل خودمان برگردیم و نهضت اشکنه را احیا کنیم. یکی از عوام تصویر کارت گارانتی یک قابلمه تولید داخل را برایم فرستاد که بررسی کنم. نکات آموزشی خوبی را نوشته بود. در هنگام استفاده باید شعله اجاق را متناسب با اندازه اجاق تنظیم کنند که به بدنه قابلمه نخورد. صحیح است. نوشته بود اگر غذاهای حاوی مواد اسیدی مانند آبلیمو، رب و حلوا و سه‌ نقطه در آن پخته شود مشمول گارانتی نخواهد بود. چند سوال برایم ایجاد شد. مگر حلوا هم مواد اسیدی دارد؟ آن سه‌ نقطه کدام انواع غذا را در برمی‌گیرد؟ به این نتیجه رسیدم که این قابلمه‌ها مخصوص جوشاندن آب خالی طراحی و ساخته شده‌اند. عیبی هم ندارد. مصرف‌کننده باید درست مصرف کند چون تولید‌کننده از قبل طرز استفاده را شفاف توضیح داده است. بعضی‌ها این دستورالعمل‌ها را نمی‌خوانند و بعد اگر مشکلی پیش آمد علیه کالای داخلی جوسازی می‌کنند. مثل کاری که درباره کیسه هوای خودروهای داخلی و کلا درباره خودروهای داخلی انجام دادند.

سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱

اخبار قبل از ظهر مثل جمعه‌ها بود. بزرگواران شهرهای مختلف سخنرانی کرده بودند و حرف‌های مهمی‌ زدند. کاظم، بزرگوار تهرانی گفت کنترل شبکه‌هایی که با آبروی عوام بازی می‌کنند و عامل ناامیدی هستند جزو مطالباتش از خواص است. خیلی پیچیده و فلسفی حرف زد. فکر می‌کنم کمی در استفاده از کلمات اشتباه داشت. چون معلوم بود منظورش شبکه‌هایی‌ست که درباره محمدباقر و خانواده‌اش چیزهایی گفته بودند. پس ربطی به عوام نداشت. اینکه کاظم که خودش از خواص است درباره مطالباتش از خواص، جلوی روی عوام حرف زد هم جالب بود. مصداق شفافیت است. ثابت می‌کند خواص چون از خلوت هم بیرون می‌آیند همان حرف‌های داخل خلوت را می‌زنند. البته خوشبختانه کاظم درباره عوام هم حرف زد و گفت عوام از گرانی‌های افسارگسیخته در رنج هستند و این وضعیت در شان خواص‌الدوله ابراهیم نیست. البته عوام که طبق حرف‌های خواص کافیست یک سال دیگر تحمل کنند تا همه مشکلاتشان حل شود. چون در شروع عصر ابراهیم اعلام شد اگر دو سال تحمل کنند همه مشکلات حل می‌شود و یک سال از آن زمان گذشته است. پس لازم نیست کاظم نگران شان خواص‌الدوله ابراهیم باشد. احمد، بزرگوار مشهدی هم گفت کشور از بی‌حجابی و بی‌عفتی رنج می‌برد و ولنگاری و بی‌عفتی در مساله معیشت بی‌اثر نیست. عجیب است که خواص چرا رسیدگی نمی‌کنند. در این سال‌ها هر بلایی سرمان آمده، چه زلزله بوده و چه خشکسالی و حالا هم گرانی به دلیل بی‌حجابی و بی‌عفتی نسوان است. واقعا اگر نمی‌شود فکری برای حل بی‌حجابی و بی‌عفتی کرد بهتر است فکری به حال نسوان کرد که مساله از ریشه حل شود. چون حتی تیر غیب خوردن ذکور همراه نسوان بی‌حجاب در پارک پردیسان هم باعث عبرت این جماعت ولنگار نمی‌شود. یک احمد دیگر، که یک بزرگوار دیگر تهرانی است هم قول داد گرانی‌ها اینگونه نخواهد ماند و با تدابیر خواص گرانی‌ها حل خواهد شد. راست هم می‌گوید. باید به خواص اعتماد کرد و فرصت داد. به قیمت‌ها دستور داده‌اند که به مقدار پارسال برگردند و کافی‌ست یک سال دیگر مقاومت کنیم تا اگر قیمت‌ها به مقدار پارسالِ سال دیگر برگشتند خوشحال شویم‌. اتفاقا بعد از خواندن صحبت‌های بزرگواران فهرست قیمت‌های جدید انواع نان‌های حجیم و نیمه‌حجیم را دیدم‌. یک عدد نان ساندویچی معمولی ۱۰هزار تومان شده است. یادم آمد در دوران طفولیت وقتی از مکتب به منزل می‌آمدیم با خریدن نان ساندویچی خالی از یک مغازه ساندویچ‌فروشی سد جوع می‌کردیم‌. تازه آقای ساندویچی بعضی روزها نان را با گوجه و خیارشور برایمان پر می‌کرد. فکر می‌کنم برای هر نان ۵تومان می‌دادیم. پیر شده‌ای حضرت عوام‌الملک وگرنه چیزی خیلی گران نشده است. گزارشی درباره قیمت‌های اجاره خانه در تهران و شهرهای بزرگ خواندم‌. قیمت‌ها رشد خوبی دارند اما جزو گرانی‌ها محسوب نمی‌شوند چون خوراکی نیستند. اگر رستم بتواند خانه‌هایی را که ابراهیم قول داده در نزدیکترین بیابان‌های اطراف تهران و سایر شهرها زودتر بسازد مشکل قیمت اجاره‌خانه هم حل می‌شود و همه عوام می‌توانند به قیمتی که امسال در تهران اجاره می‌دادند سال دیگر در آن خانه‌های جدید اجاره بدهند. خیالم راحت است که همه وعده‌های ابراهیم اجرا شده است. از اول هم گفتند دو سال صبر کنید. نباید عجول بود. اخباری از قیمت‌های بلیط کنسرت یکی از خوانندگان در ترکیه به دستم رسید. ظاهرا فروش بلیط کنسرتش حدود ۵۰ میلیارد تومان بوده است و بیش از ۳۰۰۰ نفر برای تماشای کنسرتش از ایران رفته‌اند و پولشان را در ترکیه خرج کرده‌اند. کار خوبی‌ست. به اقتصاد نحیف ترکیه کمک می‌شود و باعث می‌شود ترکیه مدیون ما باشد. کلا اینکه یک عده از خوانندگان و عمله طرب مجبور شوند به جای داخل ایران در کشورهای اطراف کنسرت برگزار کنند باعث افزایش دوستی عوام ما با عوام منطقه می‌شود و روی روابط سیاسی و اقتصادی ما هم تاثیرات خوبی دارد. بهتر است دستورالعملی نوشته شود و اجرای هر کنسرتی در داخل را ممنوع کنند تا روابطمان با بقیه کشورها بیشتر شود و بتوانیم کمی هم به اقتصاد این کشورها کمک کنیم. طفلکی‌ها نیازمند و آبرودار هستند و درست نیست جلوی چشم بقیه مستقیم به ایشان پول بدهیم.

چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۱

فکر می‌کردم این چند روز چون تعطیل است خیلی خاطره‌ساز نشود اما دیشب بعد از نوشتن خاطرات، متوجه شدم خیلی از اتفاقات را در خاطراتم ننوشته‌ام. گویا به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات رتبه‌بندی کشورها در زمینه آزادی رسانه‌ها منتشر شده و ما بعد از کره‌شمالی و اریتره سوم هستیم. البته جهت جدول مشکل داشت. ولی باید مراقب باشیم که ترکمنستان و ازبکستان و حتی چین چشم به جایگاه ما نداشته باشند. فیلمی هم از مصاحبه رییس خواص‌البلد شیراز با تلویزیون بودجه‌بگیر را دیدم. آدم دنیادیده‌ای به نظر می‌رسید. معلوم بود اینقدر همه جای جهان را دیده که بافت تاریخی شیراز او را یاد بافت تاریخی همه ونیزهای جهان می‌اندازد. ما عوام در حد کتاب‌های درسی و فیلم‌ها فکر می‌کردیم در جهان فقط یک ونیز در ایتالیا وجود دارد. ولی معلوم شد حداقل در سوئیس و سوئد هم ونیز هست. صبح گزارش تلویزیون بودجه‌بگیر درباره بازار روغن خوراکی را دیدم‌‌. ارزان بوده و باعث شده به کشورهای اطراف قاچاق شود. بهترین راه گران کردنش است. در دوران حسن همینطوری جلوی قاچاق بنزین را هم گرفتند. الان باید درباره روغن و ماکارونی و نان ساندویچی و حتی تی‌تاپ هم همین کارها را بکنند. وگرنه قاچاق می‌شود و به عوام خودمان نمی‌رسد. تازه حکمت بالا رفتن هزینه اجاره را فهمیدم. اینطوری می‌شود مانع قاچاق شدن خانه‌های اجاره‌ای شد. خبرهایی هم از بعضی شهرها مثل اصفهان به دستم رسید که برای خرید روغن و ماکارونی باید کارت ملی ارائه کرد. خیلی خوب است. باعث کنترل بازار می‌شود. همانطور که قبلا در مورد هویج و دلار هم شد. رییس اتحادیه برنج‌فروشان بابل هم اعلام کرد قیمت برنج از شهریور تا امروز ۱۳۰ درصد رشد کرده است‌. دقیقا همزمان با عصر ابراهیم است. خیالم راحت شد. جلوی قاچاق برنج هم گرفته شده است. فیلم دیدار جواد، خواص‌الدوله نفتی خودمان با همتای ونزوئلایی را دیدم. جواد حرکتی اصولی و ارزشی انجام داد و نشان داد که انقلابی بودن یعنی چی؟ حتی همتای ونزوئلایی او هم جرات این کار را نداشت. آمریکا هم فهمید که دوران خندیدن و قهوه خوردن و قدم زدن کنار دریاچه تمام شده است و الان با لهجه غلیظ در حیاط خلوت آمریکا علیه‌اش شعار می‌دهیم. شب مصاحبه سفیر کشور دوست و برادر، روسیه را خواندم. درباره موانع سفر روس‌ها به ایران نکاتی را مطرح کرده بود. ناراحت شدم‌. هم به خاطر اینکه فهمیدم چرا روس‌ها در این مدت کمتر به ایران آمده‌اند و هم به خاطر اینکه فهمیدم از نظرشان چه چیزهایی مانع است. باید برایشان توضیح بدهیم که این‌ چیزها مانع و محدودیت نیست بلکه مصونیت است و از گرانی و خشکسالی و زلزله جلوگیری می‌کند. خود روس‌ها هم اگر به آن دو نکته توجه می‌کردند عملیات ویژه نظامی در اوکراین تا حالا تمام شده بود.

پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱

مساله قیمت‌های نان و ماکارونی و روغن و سایر کالاهای قابل قاچاق همچنان مورد توجه است. خواص‌الدوله در حال انجام اقدامات سازنده‌ای هستند.‌ ظاهرا قرار است از این به بعد نان را هم با ارائه کارت ملی تحویل بدهند. خیلی هوشمندانه است. صحبت طرحی به نام کارت نان هم مطرح شده که در نتیجه برای هر نفر ۰/۷ نان سنگک در نظر گرفته می‌شود و مازاد آن به قیمت آزاد تحویل می‌شود. خیلی پیشنهاد خوبی است. به تقویت دانش محاسبات عددی و ریاضیات عوام هم کمک می‌کند.‌ اصول اقتصاد لیبرالی و سوسیالیستی هم رعایت می‌شود. یک جور “نه شرقی نه غربی” اقتصادی‌ست. می‌توانیم به عنوان مدل اقتصادی بومی خودمان به جهان صادر کنیم‌. علی، سخنگوی خواص‌الدوله هم اعلام کرد هیچ برنامه‌ای برای تغییر قیمت نان وجود ندارد. خبر خیلی مهم و خوبی‌ست. نشان می‌دهد همه چیز مثل همیشه طبق برنامه پیش می‌رود. صولت هم خبرهایی درباره قاچاق سوخت از کشور داد. به نظر می‌رسد دفعه قبل که حسن صبح جمعه متوجه شد به خاطر جلوگیری از قاچاق مجبور شده‌اند بنزین را گران کنند رقم تعیین‌شده کافی نبوده و لازم است دوباره این کار انجام شود. حرف‌های صولت نشان می‌دهد می‌خواهند از حالا یواش‌یواش خبر را به ابراهیم بدهند که مثل حسن غافلگیر نشود.