به نکته توجه کن، جان رابرتز – وقت آن است که شما نیز بازنشسته شوید


جان رابرتز در تأیید جلسه استماع خود به عنوان قاضی عالی گفت: “قضات مانند داوران هستند.” داوران قوانین را نمی‌سازند، بلکه آنها را به کار می‌گیرند… آنها مطمئن می‌شوند که همه طبق قوانین بازی می‌کنند، اما این یک نقش محدود است. هیچ کس هرگز برای دیدن داور به بازی توپ نرفت.

این تشبیه واضح و معمولی است – و حتی به شدت با واقعیت امروز در تضاد است تا زمانی که رابرتز آن را در سال ۲۰۰۵ استناد کرد.

یکی از راه های شنیدن سخنان پرهیزگار رابرتز به عنوان یک ژست احترام است. او می داند که حقیقت پیچیده تر است. اما او آرمانی را توصیف می کند که افراد درست اندیش باید در تئوری به آن احترام بگذارند و قضات و قضات باید حداقل در عمل برای تقریب آن تلاش کنند.

راه دیگر برای شنیدن کلمات به عنوان یک حرکت تحقیر آمیز است. رابرتز از مخاطبانش می‌خواهد که در یک تمرین بدبینانه ساختگی به او بپیوندند. این طرح برای حفظ عرفان متقلبانه دادگاه عالی به‌عنوان مجزا و غیرسیاسی طراحی شده است، زمانی که هر کسی می‌تواند از یک پرونده‌هایی که به طور محدود تصمیم گرفته شده است ببیند که قضات کاملاً در مسائل سیاست و قدرت غوطه‌ور هستند.

تفسیر اول در مورد رابرتز منصفانه تر است، با دوران تصدی به عنوان قاضی عالی که در آن او شجاعانه تلاش کرده است از شهرت و استقلال دادگاه محافظت کند.

با این حال، یک راه مطمئن وجود دارد که رابرتز می تواند ثابت کند که مستحق این شک است: او می تواند به قاضی استفان بریر در اعلام بازنشستگی خود در پایان دوره دادگاه در تابستان امسال بپیوندد.

این اقدام شگفت‌انگیز به احتمال زیاد آنچه را که رئیس دیوان می‌گوید می‌خواهد پیش می‌برد – احیای ایمان عمومی به مشروعیت نهادی دیوان، و اینکه احکام آن ناشی از چیزی غیر از برنامه‌های شخصی قضات فردی یا دسیسه‌های حزبی است که آنها را به وجود آورده است. در مشاغل خود

برخلاف بریر، هیچ گمانه‌زنی در مورد قریب‌الوقوع بودن بازنشستگی رابرتز وجود ندارد – و نه هیچ کمپین فشار عمومی برای تسلیم شدن او به خواسته‌های حزبی که در ابتدا او را به قدرت رساند. دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم رابرتز به مشاوره شغلی از یک مقاله نویس علاقه مند است.

با این حال، سخنان خود رابرتز منطق قدرتمندی را به قاضی عالی القا می کند که محدودیت هایی را برای خود اعمال می کند. اگر او معتقد است که قضات مانند داوران هستند، بازنشستگی خودش بهترین مثال خواهد بود – سرزنش برای نمونه های متقابل آشکار در اطراف او. قضات همکار او آشکارا معتقد نیستند که آنها داوران مستقل قانون هستند. به همین دلیل است که آنها سعی می کنند زمان بازنشستگی خود را تعیین کنند (همانطور که بریر انجام داد)، یا به تاخیر در مرگ خود امیدوار باشند (همانطور که روت بادر گینزبورگ نتوانست به آن دست یابد) تا جانشینان آنها توسط رئیس جمهور با اقناع سیاسی مناسب انتخاب شوند.

رابرتز بیشتر از همه می داند که میچ مک کانل، رهبر اقلیت سنا، از دور معتقد نیست که دادگاه عالی غیرسیاسی است. او شایستگی به خاطر داشتن شجاعت اعتقاداتش بر قدرت بیش از اصل را دارد: او قبلاً نشان داده است که احتمالاً رهبری حزبش را در جلوگیری از هرگونه نامزدی بیشتر در دادگاه عالی برای توازن دوره بایدن در صورت احتمال قابل قبولی که جمهوری‌خواهان دوباره به دست بیاورند، خواهد بود. اکثریت سنا در انتخابات پاییز امسال

همانطور که رابرتز مطمئناً تشخیص می دهد، آنچه مک کانل در آینده به آن فکر می کند – درست مانند کاری که قبلاً در گذشته انجام داده است – در نوع خود نوعی محاکمه است. از نظر تأثیر، تفاوتی با آن ندارد که دموکرات ها از اکثریت خود برای افزایش اندازه دادگاه استفاده کنند تا نامزدهای دلسوز متعددی را انتخاب کنند. در حال حاضر دادگاه دو قاضی دارد، نیل گورسچ و امی کونی بارت، که اساساً به دلیل تمایل مک‌کانل به سرپیچی از پیشینه در آنجا حضور دارند – تحمل فرصت‌های خالی طولانی‌تر برای مسدود کردن نامزدهایی که دوستشان ندارد یا برای پیشبرد سریع نامزدهایی که دوست دارند. .

در حالی که رابرتز در مورد عظمت قانون و جدایی سختگیرانه قوه قضائیه موعظه می کند، این کاملاً متعلق به شکاکان معقول است که معتقد باشند سرنوشت سؤالات مهم قانون اساسی توسط چرخش های تصادفی سرنوشت و بازی های سیاسی هدفمند کنترل می شود. باور برعکس غیر منطقی است.

به همین دلیل، حداقل سه دلیل وجود دارد که رابرتز ممکن است به فکر آویختن لباس‌های خود در سال جاری باشد، که هر کدام ملاحظات ایده‌آلیستی و عملی را در هم آمیخته است.

  • اولاً، قاضی ارشد احتمالاً می‌تواند بیشتر از هر کسی که پس از او بیاید به بایدن اعتماد کند. علیرغم اختلافات احتمالی آنها در فلسفه قضایی، رابرتز باید درک کند که او و بایدن نسبت به مک کانل یا نامزد جمهوری خواه ۲۰۲۴ (که از امروز به احتمال زیاد ترامپ یا کسی که با ترامپ موافق است) به مشروعیت نهادی دادگاه متعهدتر هستند. تحقیر استقلال نهادی).

  • ثانیاً، او می‌توانست از طرف حاکمیت سازمانی منظم بیانیه‌ای شیوا بیان کند. شاید رابرتز در ۶۷ سالگی به این فکر می کند: هی، من به راحتی می توانم بیست سال دیگر در این شغل بمانم – تا زمانی که واقعاً ناتوان شوم یا بمیرم. این در واقع رویه عادی در دادگاه است، همانطور که برای طبقه سالمندان عادی است که در کنگره به قدرت بچسبند. اما در مهم ترین زمینه های زندگی آمریکایی عادی نیست. هر مدیر عامل یا رئیس دانشگاه یا سردبیری که در اواخر دهه شصت خود است و ۱۷ سال در این سمت بوده است، اکنون به کناره گیری فکر می کند – یا مجبور می شود توسط یک هیئت مدیره مسئول در مورد آن فکر کند. در حال حاضر، رابرتز تقریباً مدتی را خدمت کرده است که بسیاری از اصلاح‌طلبان بالقوه برای محدودیت‌های دوره دیوان عالی توصیه می‌کنند (۱۸ سال در یک پیشنهاد اخیر). فقط به این دلیل که قانون اساسی به قضات اجازه می دهد تا در دوران پیری در مشاغل خود متوقف شوند، به این معنی نیست که این انتخاب برای آنها مطلوب است. این گرایش همچنین به فرقه های شخصیتی کمک می کند – مانند آنهایی که در سمت چپ در اطراف گینزبورگ و در سمت راست در اطراف آنتونین اسکالیا ایجاد شد – که کاملاً با تصور رابرتز از داوران خود منضبط و خودآزار قانون در تضاد هستند.

  • سوم، خودپنداره ظاهری رابرتز به عنوان یک مدافع غیرسیاسی قانون و بالاترین نهاد آن در شرف سخت‌تر شدن است، از راه‌های بالقوه غیرقابل دفاع. به طور فزاینده ای، به نظر نمی رسد که رابرتز صرفاً به فراخوانی توپ ها و ضربات به سبک یک داور توجه داشته باشد. در عوض، به نظر می رسد که او به طور قابل درک خود را بیشتر شبیه یک کمیسر بیسبال می داند که سعی می کند از خود ورزش در زمان بحران محافظت کند. این تفسیر گسترده‌ای از کاری بود که رابرتز در سال‌های اوباما انجام می‌داد، زمانی که به نظر می‌رسید در حال تغییر برخی از دیدگاه‌های خود – گسترش منطقه حمله، اگر بخواهید – به منظور حمایت از قانون مراقبت مقرون به صرفه و جلوگیری از فوران جنجال است. اگر اکثریت محافظه کار آن را سرنگون می کرد، این اتفاق می افتاد. بسیاری از مردم از خود می پرسند که آیا این غریزه در بازی خواهد بود زیرا دادگاه امسال حق قانونی سقط جنین در سال ۱۹۷۳ را مجدداً بررسی می کند. Roe v. وید مانورهای بدیع رئیس دادگستری به یاد شعبده‌بازی می‌افتد که دیوانه‌وار سعی می‌کند از برخورد یک بشقاب به زمین جلوگیری کند، یا پسر هلندی که انگشتش را در دایک قرار داده است. همه اینها بسیار تحسین برانگیز است – اما در تضاد با این تصور که قضات فقط قوانین را بدون توجه به سیاست تفسیر می کنند.

شاید رابرتز چنان انگشتان ماهرانه ای داشته باشد که واقعاً بتواند خاکریز را نجات دهد و موج نیروهای ایدئولوژیکی را که تهدید به باتلاق کردن دادگاه عالی هستند، برگرداند. در این صورت، اجازه دهید او ۱۷ سال دیگر در شغل خود بماند و کاملاً جایگاه شخصیتی را که می‌گوید نمی‌خواهد، کسب کند. با این حال، تا آن زمان، مردم حق دارند در موعظه های جان رابرتز در مورد خلوص قوه قضاییه چشمان خود را بچرخانند.

سریعترین رژیم لاغری