تا زمانی که یک داروساز در حوضچه خون دراز کشیده پیدا نشود، هیچ کس این سوء استفاده را جدی نخواهد گرفت.


مایک هیویتسون، داروساز جامعه

مایک هیویتسون، داروساز جامعه

در طول دو سال گذشته، مردم از دست زدن در شب های پنجشنبه به خشونت فیزیکی تهدیدآمیز تبدیل شده اند. آنها فریاد می زنند: “تو بی فایده ای”. «چرا همیشه یک صف است؟ تبلت های من کجا هستند؟ شما نمی دانید در مورد چه چیزی صحبت می کنید.»

داروخانه‌ها همیشه آسیب‌پذیر بوده‌اند – شش سال پیش، باندی که مرا با چاقو تهدید می‌کردند، هزاران پوند لوازم آرایشی از ما دزدیدند. همه‌گیری و پیامدهای آن همه چیز را به نقطه جوش تبدیل کرده است.

اما تا زمانی که یک داروساز روی زمین دراز کشیده در حوضچه خون پیدا نشود، هیچ کس این سوء استفاده را جدی نخواهد گرفت.

به همین دلیل است که گزارش اخیر انجمن دفاع از داروسازان من را شگفت زده نمی کند. حدود ۸۵ درصد از داروسازان می گویند که آنها یا شخصی که با آنها کار می کنند، در یک ماه قبل هنگام کار، آزار کلامی یا نژادی را تجربه کرده اند.

زمانی که من برای اولین بار در سال ۲۰۰۳ واجد شرایط شدم، داروسازان برای مدت طولانی به عنوان اعضای مورد اعتماد جامعه شناخته شدند و با احترام با آنها رفتار می شد. و من می خواهم روشن کنم که اکثریت قریب به اتفاق بیماران ما هنوز هم با ما اینگونه رفتار می کنند. اما در دو داروخانه من در شربورن و بیمینستر، اقلیت رو به رشدی این کار را نمی کنند. و در چند سال گذشته، وضعیت بدتر شده است، زیرا NHS تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرد و مردم نمی‌توانند وقت پزشک عمومی دریافت کنند، بنابراین آنها آن را از ما می‌گیرند.

همچنین در چند دهه گذشته، با افزایش بودجه، داروسازان به طور فزاینده ای برای کنترل فشار فزاینده در سایر بخش های NHS مورد استفاده قرار گرفته اند.

وقتی همه‌گیری در سال ۲۰۲۰ شروع شد، ما موظف شدیم که داروی خود را در خانه در مدت دو هفته سه برابر کنیم. پزشکان عمومی بیماران را رو در رو نمی دیدند، اما داروخانه ها مجبور بودند باز بمانند. ما PPE نداشتیم. حداقل چهار متخصص داروسازی مردند – نه یک دوست صمیمی، اگرچه داروسازی دنیای کوچکی است.

مایک هیویتسون داروساز - مایک هیویتسون

مایک هیویتسون داروساز – مایک هیویتسون

مطمئناً برای سلامتی خودم عصبی بودم. اما ما خوش شانس بودیم که حتی کسی به کووید مبتلا نشد. من موفق شدم از آن طفره بروم تا اینکه هفته گذشته در یک عروسی خانوادگی آن را گرفتم – اما همانطور که می‌توانید تصور کنید، تیم‌های ما نگران بودند که از آنها خواسته شود کار کنند، قبل از اینکه حتی مجبور شویم به مشتریان خود خدمات دهیم، تحت استرس شدید قرار داشتند.

اول از همه، در مارس ۲۰۲۰، خرید وحشتناک پاراستامول رخ داد. چون نتوانستیم آن را تهیه کنیم، قیمت ها توسط عمده فروشان افزایش یافت – مردم با عصبانیت ما را به سودجویی متهم کردند. بزرگترین مشکل آزمایشات جریان جانبی بود. دولت از ما خواسته شد که انبار آنها را شروع کنیم، اما نتوانستیم کیت های کافی تهیه کنیم. یک تامین کننده برای کل کشور وجود داشت.

در یک مقطع، ۵۰۰۰ کیت برای کل جنوب غرب – جایی که ۱۴۰۰ داروخانه وجود دارد – به ما داده شد. سپس دولت شروع به صدور کدهای جمع آوری ۱۶ رقمی به صورت آنلاین کرد. افراد مسن – که بسیاری از آنها تلفن هوشمند نداشتند – فریاد می زدند که این سیستم مضحک است. قابل درک است که آنها ناراحت بودند. دیگران با کیت های درخواستی که ما نداشتیم می آمدند، همه با اولویت های خاص خود: دیدن والدین در خانه مراقبت، مادری برای آزمایش فرزندش تا بتواند آنها را به مدرسه بازگرداند. ما هیچ قدرتی برای جادو کردن کیت ها نداشتیم، اما با این حال آن را در گردن داشتیم.

ما سعی کردیم انسان باشیم و توضیح دهیم. ما تمام تلاش خود را می کنیم تا کمک کنیم یک بار یکی از نیروهای پلیس برای آزمایشی که همان روز صبح به او قول داده بودیم شش مایل را طی کرد. اما ۵۰ آزمایش ما در یک ساعت تمام شد و زمانی که او به آنجا رسید، ما بیرون بودیم. او شکایت کرد که NHS او را در مسیر باغ هدایت کرده است. در پایان، ما یکی از کیت های تست کارکنان خود را به او دادیم. این جور چیزها در موارد زیادی اتفاق افتاد.

سپس جنگ بر سر نقاب بود. مردم بدون آنها وارد می شدند. آنها اصرار می کردند: “من ماسک نمی زنم.” تو نمی‌توانی مرا مجبور کنی.» قرار بود چیکار کنیم؟ ما پلیس نیستیم، نمی توانیم چیزی را اجرا کنیم.

تا می ۲۰۲۰، ماهانه ۱۰۰۰۰ تماس داشتیم. سه نفر از ۲۰ کارمند من تمام روز تلفن ها را کنترل می کردند – به محض اینکه تلفن را قطع کردند، شخص دیگری زنگ زد. البته، از آنجایی که آنها مدت زیادی منتظر بودند، بیماران ناامید و آزرده شدند. ما همدردی داشتیم: اما چه کنیم؟

مطمئناً روندی برای داروخانه‌ها وجود دارد که نارسایی‌ها را در سایر بخش‌های مراقبت‌های اولیه برطرف کنند، و این در هیچ نقطه‌ای بدتر از دوران همه‌گیری نبود. مردم می خواستند توسط کسی، هر کسی دیده شوند. ما افرادی را داشتیم که با شرایط جدی مانند سرطان پوست، عفونت‌ها، لخته‌های خونی بالقوه وارد شدند. با این حال، ما مجبور شدیم آنها را به سیستم مراقبت های بهداشتی که قبلاً به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بود، بازگردانیم.

در اکتبر ۲۰۲۱، ما یک مرکز واکسیناسیون کووید را راه اندازی کردیم. تا به امروز، ما بیش از ۱۷۰۰۰ نفر را واکسینه کرده ایم. همانطور که می توانید تصور کنید، تقاضای ثابتی وجود داشت: از اکتبر تا دسامبر ۲۰۲۱، من ۱۲ ساعت در روز، هفت روز در هفته کار می کردم. اولین روز تعطیل من شب کریسمس بود.

مایک هویتسون - مایک هیویتسون

مایک هویتسون – مایک هیویتسون

در حالی که ما دقیقاً در کلینیک ها مورد سوء استفاده قرار نمی گرفتیم – مردم می خواستند آنجا باشند – ما دیگران را در خیابان داشتیم که از ما التماس می کردند که جرقه بزنیم. فشار عاطفی بسیار زیاد بود و بر زندگی خانوادگی تأثیر گذاشت، تولد همسر و دخترم را از دست دادم.

اگر بیماری همه گیر خسته کننده بود، دزدی در سال ۲۰۱۶ استرس زاترین تجربه بود. این تاثیر زیادی روی من و کارکنانم داشت. سه نفر در وسط روز وارد شدند. آنها شروع به غارت لوازم آرایشی و عطر کردند و کیسه های حامل را پر کردند. سعی کردم جلوی آنها را بگیرم. مردی تهدید کرد: «من یک چاقو دارم، می‌روم به تو چاقو بزنم».

همانطور که اتفاق افتاد، او چاقو نداشت، اما من این را نمی دانستم. یکی از همکاران به پلیس زنگ زد، اما آنها دو ساعت کسی را نفرستادند.

سارقان در آن روز چند هزار پوند سهام بردند. احتمالاً ۴۰۰۰۰ پوند از دزدی های جداگانه ضرر کرده ایم. یکی از کارکنان زن، که باردار بود، به طور قابل درک از آمدن سر کار مضطرب و عصبی بود.

دزدی قبل از همه گیری بد بود، سپس متوقف شد. اکنون مردم دوباره در حال دزدی از مغازه هستند – به خصوص اکنون آنها نگران هزینه زندگی هستند.

و الان کمبود دارو داریم. زنجیره تامین آشفته است. HRT یک مشکل است، اما اکثر مشتریان زن ما به طرز قابل توجهی درک کرده اند. اما یک روز دیگر، ما یک بیمار پارکینسونی داشتیم که به دلیل نداشتن داروهایش عصبانی شده بود. این کاملاً قابل درک بود – بدون این داروهای حیاتی، حرکت برای بسیاری از مبتلایان دشوار است. در این شرایط، ما هر کاری از دستمان بر می آید، از جمله قرض گرفتن دارو از داروخانه های دیگر را انجام می دهیم.

یک بی عدالتی ذاتی در همه اینها وجود دارد. پزشک عمومی می تواند یک بیمار دردسرساز را از لیست خود حذف کند، اما یک داروخانه نمی تواند. به عنوان مثال، ما یک مشتری مرد داریم که بارها و بارها تلفن می‌زند و داروی خود را می‌خواهد، گاهی اوقات چندین بار در روز. او کارکنان را ناراحت می کند – تیم من اغلب اشک می ریزد – اما هیچ کاری نمی توانیم در مورد آن انجام دهیم. ما تعهد داریم که نیازها را برآورده کنیم، اما ابزاری برای محافظت از کارکنان خود نداریم.

نگرش مردم از زمان همه گیری تغییر کرده است. ما قبول داریم که مردم مضطرب هستند و البته به داروهایشان نیاز دارند. اما بسیاری مهارت‌های اجتماعی خود را از دست داده‌اند، عادت کرده‌اند که چیزها را بر حسب تقاضا دریافت کنند و بسیار بی‌صبر هستند.

داروسازان به حمایت بیشتر دولت نیاز دارند. پس از سرقت، مشاوره پلیسی به ما پیشنهاد شد، اما آنچه ما نیاز داریم اقدامات عملی برای محافظت از خود است. من تمام تلاشم را برای محافظت از کسب و کار انجام داده ام. ما دوربین مداربسته و هشدارهای وحشت داریم: کارکنان هرگز به حال خود رها نمی شوند. روستاهای ما نظارت عمومی ندارند و این یکی از مشکلات است و چرا ما هدف سارقان هستیم.

داروخانه ها روزانه حدود ۱.۶ میلیون نفر را می بینند. این بیشتر از A&E و GPs در کنار هم است. کارکنان ما ثروتی به دست نمی آورند: دور از آن است. ما همه قطعات را از بقیه NHS می گیریم. ما نیاز به حفاظت و احترام داریم. ما به چیز بهتری نیاز داریم.

همانطور که به میراندا لوی گفته شد