قربانی ربوده شدن پنا، محاکمه تجاوز جنسی در مورد بیدار شدن در آپارتمانش شهادت می دهد


قربانی ادعایی در محاکمه آدم ربایی و تجاوز جنسی ویکتور پنا روز چهارشنبه شهادت داد که پنا او را در طول یک سری حوادث وحشتناک که پس از بیدار شدن او در آپارتمانش در چارلزتاون پس از یک شب مشروبات الکلی در بوستون رخ داد، تهدید به کشتن کرده است.

مرتبط: در دادگاه آدم ربایی و تجاوز به عنف ویکتور پنا، شاهد شهادت می دهد که از پنا خواسته است که قربانی را رها کند.

دادستان ها می گویند که این بومی در ساحل شمالی در یک غروب آخر هفته در ژانویه ۲۰۱۹ از خیابان های نزدیک هنسی بیرون کشیده شد و در آپارتمان پنا زندانی شد، جایی که روزها مورد تجاوز جنسی قرار گرفت.

پنا در دادگاه عالی شهرستان سافولک به اتهام آدم ربایی و تجاوز به عنف محاکمه می شود.

در جایگاه، قربانی ادعایی به دادگاه گفت که او به تازگی از اسکاتلند به جامائیکا پلین نقل مکان کرده است. او در کالج ادینبورگ تحصیل می کرد.

او به دادگاه گفت که در یک مهمانی با مضمون دهه ۹۰ در دورچستر در شب مورد ادعای آدم ربایی و تجاوز جنسی شرکت کرده بود و در آنجا شراب نوشید و تیراندازی کرد. او به یاد می آورد که با دوستانش به هنسی رفته بود و سرگرم می شد و افزود که خاطره بعدی او بیدار شدن در آپارتمان پوشیده از کثیف پنا بود.

قربانی ادعایی شهادت داد که او برهنه روی یک تخت بدون ملحفه در اتاق کثیف پنا از خواب بیدار شد و سعی کرد آنجا را ترک کند اما ظاهراً او مانع شد.

قربانی مورد تجاوز در توصیف تجاوز جنسی، گفت: “من نمی خواستم بمیرم، بنابراین به او اجازه دادم.” او سپس از پیشنهاد کمک به پنا برای تمیز کردن آپارتمانش توضیح داد و گفت: «هر چیزی بهتر از تجاوز به عنف است. سعی می‌کردم هر کاری که می‌توانم انجام دهم، بیابم تا او را به من رها کند.»

قربانی ادعا شده: “سعی کردم بلند شوم و بیرون بیایم.”

دادستان: «چه شد که بلند شدی؟

قربانی ادعایی: “بازوی مردی آمد و مرا متوقف کرد.”

دادستان: «وقتی بازویش را روی تو گذاشت تا از بلند شدنت جلوگیری کند، کاری کردی یا چیزی گفتی؟»

قربانی ادعا شده: “سعی کردم بگویم، اوه، باید بروم، اوم، باید بروم.”

دادستان: آیا وقتی شما این را گفتید، کاری انجام داد یا گفت؟

قربانی ادعا شده: “او اجازه نداد من را ترک کنم و بعد از اینکه من احساس کردم، نه باید ترک کنم، او مرا تهدید به کشتن کرد.”

دادستان: «چطور مشخصاً شما را تهدید کرد؟ از صحبت های او چه چیزی به خاطر دارید؟

قربانی ادعایی: «فکر می‌کنم او فقط گفت که تو نمی‌توانی آنجا را ترک کنی. بلند نشو وگرنه تو را خواهم کشت.»

دادستان: «آیا از نظر فیزیکی کاری برای جلوگیری از او انجام دادی؟

قربانی ادعا شده: “نه.”

دادستان: چرا که نه؟

قربانی ادعایی: “من فقط نمی خواستم بمیرم و او چند بار تهدید کرده بود که مرا خواهد کشت.”

قربانی ادعایی همچنین ادعا کرد که پنا معتقد است که او را از سرمازدگی احتمالی نجات داده است و آنها قرار است با هم تشکیل خانواده بدهند.

او همچنین به دادگاه گفت که به پریدن از پنجره به بیرون فکر می کرد، اما می ترسید به شدت خود را مجروح کند یا بکشد.

بعداً از او پرسیده شد که آیا به فکر مقابله با آن است یا خیر.

دادستان: «آیا چیزهای دیگری از نظر راه های برون رفت از این وضعیت به ذهن شما خطور کرده است؟»

قربانی ادعایی: «من به گزینه‌هایم فکر کردم. آیا می توانم با چیزی او را بزنم؟ بزنی بالای سرش؟»

قربانی ادعا شده: «آیا می توانم او را بزنم؟ آیا می توانم یک چاقو پیدا کنم و به او ضربه بزنم؟ اما چیزی که من فکر می کردم این بود که من فقط یک شات دارم، و این مانند یک آپارتمان کوچک با مردی بود که بزرگتر و احتمالا قوی تر از من است، بنابراین هر کاری که باید انجام می دادم باید ۱۰۰% مطمئن بودم که کار می کند. و بعد از آن دیگر مورد حمله قرار نخواهم گرفت.»

قربانی ادعا شده سپس در مورد استفاده از مجسمه بزرگ امپایر استیت برای حمله به پنا صحبت کرد.

دادستان: «بنابراین، شما واقعاً هرگز تلاش نکردید؟

قربانی ادعا شده: “درست است.”

قربانی مظنون در طول مدت اقامت خود در آپارتمان به دادگاه گفت که پنا او را وادار به نوشیدن الکل کرده و او به او میوه های کنسرو شده داده است.

قبل از نجات، پنا با شنیدن هلیکوپترها و در زدن چند روز پس از ادعای آدم ربایی، عصبی شد و به قربانی دستور داد ساکت باشد و لباس هایش را بپوشد.

قربانی ادعا شده: “یک هلیکوپتر بود، صدای هلیکوپترها که برای شهر بسیار متوسط ​​است، به خصوص چارلزتاون که بسیار نزدیک به مرکز شهر است، بنابراین من واقعاً زیاد به آن فکر نکردم.”

دادستان: “آیا صداهای اضافی را نزدیکتر به آپارتمان شنیدید؟”

قربانی ادعا شده: “بله، در زدند.”

دادستان: «در زدن را توصیف کنید. خواه کوتاه، طولانی، نرم و بلند باشد.»

قربانی ادعا شده: «با صدای بلند. احتمالاً بسیار محکم، مانند ضربه، ضربه.»

دادستان: «چند بار این اتفاق افتاد؟

قربانی ادعا شده: “یکی دو بار.”

دادستان: “آیا کسی را شنیدی که در ارتباط با ضربه زدن است؟”

قربانی ادعا شده: «من معتقدم.

دادستان: “آیا به خاطر دارید که کسی کلمه “پلیس” را گفته باشد؟

قربانی ادعا شده: “باور نمی کنم.”

دادستان: این مرد واکنشی به هلیکوپترها و ضربه های درب نداشت؟

قربانی ادعایی: «بله، وقتی صدای هلیکوپترها را شنید، کمی عصبی شد، و بعد از اینکه ضربه زدن شروع شد، قطعاً مضطرب شد و مدام به من گفت که ساکت باشم.»

دادستان: “آیا با ادامه آن صداها کار دیگری انجام داد؟”

قربانی ادعایی: “او لباس های مرا برای من گرفت و به من گفت که لباس هایم را بپوشم.”

قربانی ادعا شده سپس شهادت داد که به یک افسر پلیس بوستون بست و وقتی او را از آپارتمان بیرون آوردند شروع به گریه کرد.

وکیل مدافع پنا تنها چند سوال داشت و از قربانی ادعایی پرسید که آیا پنا به او گفته است که به خاطر مرگ والدینش افسرده شده است. او تصدیق کرد که او واقعاً این را روشن کرده است.

در حالی که انتخاب هیئت منصفه قبلاً در حال انجام بود، پنا در مقابل دوربین زوم دادگاه مرتکب عمل زشتی شد، بنابراین او شخصاً در دادگاه خود شرکت نمی کند.

وکیل پنا امیدوار است که دفاع از ظرفیت کاهش یافته را انجام دهد.

توییت‌های زنده باب وارد از محاکمه را در زیر ببینید:

این یک داستان در حال توسعه است. با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، برای به‌روزرسانی‌ها دوباره بررسی کنید.

دانلود کنید برنامه رایگان Boston 25 News برای هشدارهای خبری فوری

Boston 25 News را در فیس بوک دنبال کنید و توییتر. | هم اکنون اخبار بوستون ۲۵ را تماشا کنید