می گویند سوت زدن خوب است اما در مقابل تاج زاده قالیچه نبافید!


می گویند سوت زدن خوب است اما در مقابل تاج زاده قالیچه نبافید!

دیدارنیوز ـ علی مجتهدزاده*: ناکامی های وحید اشتری و علی دهباشی مربوط به دیروز و امروز نیست. این افراد به نوعی حاشیه امنیتی داشتند و تازه متوجه این مسائل شده بودند وگرنه سال ها این گونه یا بدتر از آن رسیدگی می شد.

آقای اشتری و دوستانش آمده اند، نه مثل دوستان ما و دیگر فعالان. آنها را در بازداشتگاه های غیرقانونی نگه نداشتند، آنها را از ملاقات منع نکردند، داروهایشان را ندادند و… در پرونده های سیاسی و امنیتی شاهد این رویه ها هستیم.

به نظر من آقای دهباشی حاشیه امنی دارد که این برخوردها کم باشد.
این جلسات برای من یک شوخی است، زیرا سال ها است که وکالت پرونده های سیاسی که به عنوان مسائل امنیتی دیده می شود، بوده ام.

حداقل آقای اشتری و دهباشی حکم خود را دارند، اما در مورد ما به هیچکس حکمی داده نمی شود و باید رونوشتی از حکم بگیریم. حتی متهم مدت هاست که به طور غیرقانونی در بازداشت بوده و از ملاقات با وی منع شده است.

البته من این اقدامات را محکوم می کنم، این اقدامات را غیرقانونی می دانم، اما این دوستان نباید فکر کنند که اولین کسانی هستند که با چنین شکست هایی مواجه شده اند. آنها در انتهای خط هستند. متاسفانه این برخوردها در موارد عادی و ایمن به یک روال عادی تبدیل شده است.

حمایت از ادعای رسانه ها الزامی است و من به عنوان یک حقوقدان اصلا موافق نیستم که فضای مجازی مرجع رسیدگی است. این زمانی اتفاق می افتد که نهادهای نظارتی و نهادهای بازرسی وظایف خود را انجام نمی دهند، اما باید مورد حمایت قرار گیرند.
آقایان کلام می گویند ما از افشاگران حمایت می کنیم. اما می گویند به جای قالیبافی برو از تاج زاده چیزی بگیر. البته آنها فاسد نیستند.

بنابراین نظر عمومی بر عدم حمایت از افشاگران است وگرنه نباید به این اتهامات ساختگی محکوم شوند. قوه قضائیه باید این قضات را برای صدور چنین حکمی مجازات کند.

پاسخ به انتشار گزارش در مطبوعات رسمی مربوط به جامعه ای است که مسئولان دست بالا را دارند، از سلامت خود مطمئن هستند و همه اقدامات در چارچوب قانون انجام می شود.
در ایران ما با قانون مشکل نداریم اما با قانون مداری مشکل داریم. خیلی وقت است که آقایان تعارف را کنار گذاشته اند و می گویند ما می خواهیم این کار را بکنیم!

شاید ۱۰ درصد تصمیمات قضایی اشتباه و مبتنی بر فساد باشد و ۸۰ تا ۹۰ درصد تصمیمات در چارچوب قانون و توسط قضات محترم گرفته می شود. اما این شکست ۱۰ درصدی باعث می شود که شکست های صحیح دیگر قابل مشاهده نباشند.
این ریسک بزرگی است، اما آقایان نمی دانند که چقدر سطح دستگاه قضایی را پایین آورده اند و بازیچه گروه های سیاسی را بازی کرده اند.

آمدن آقای آژه ای و حرف هایی که زدند امیدوارکننده بود، اما نمی دانم ناامید بود، نتوانست یا نخواست و در عمل همچنان در همان پاشنه قبل می چرخد. .

آنها باید در قبال گزارش هایی که در مطبوعات رسمی منتشر می شود پاسخگو باشند، اما به دادگاه کشیده می شوند. آنقدر فشار می آورند و اذیت می کنند که مطبوعات می گویند: ما در این شرایط نمی توانیم کار کنیم! و جواب می شنوند: “چرا کار می کنی؟ ببند!”

فشار یعنی نظر قاضی و این فشار فرض پرونده های سیاسی و امنیتی است. در این صورت معمولا فشار وارد می شود و متاسفانه نظر قاضی بر قانون ارجحیت دارد. در این میان، برخی از قضات بر موضع خود ایستادگی می کنند و برخی دیگر تسلیم می شوند.
تا عزم جدی وجود نداشته باشد راهی برای اصلاح این جلسات وجود ندارد. تنها راه اصلاح، کنار گذاشتن سیستم قضایی از همه معاملات سیاسی است.

مردان آمادگی خروج از سیستم قضایی را ندارند و می خواهند سیستم قضایی بخشی از نظام سیاسی باشد. قضات محترمی هستند که تسلیم فشار نشدند و بلافاصله شعبه خود را منحل کردند.

در حال حاضر در دستگاه قضایی تنها جایی که قضات تسلیم فشار نمی شوند و نگاه حقوقی دارند دادگاه فرهنگ و رسانه است.
به نظر می رسد که دادستان امنیت بخشی از سیستم قضایی و بخشی از سیستم امنیتی کشور است.

اگر آقایان به دنبال الگویی برای قضات هستند باید به دادگاه فرهنگ و رسانه مراجعه کنند.