چاقی دوران کودکی و مصرف کربوهیدرات: مروری بر یک مطالعه اخیر

من فکر می کنم به جرات می توان گفت که همه ما می دانیم که چاقی یک مشکل در این کشور است. گاهی اوقات ممکن است مشکل بزرگی را انکار کنیم، اما وقتی توجه کنید و به اطراف نگاه کنید، متوجه می شوید که یک بیماری همه گیر در دستان ما است. این امر ملت ما را از نظر افزایش هزینه های مراقبت های بهداشتی، ناتوانی در کار، و به طور کلی فقدان شادی و نشاط در زندگی فلج می کند. این نه تنها گران است، بلکه غم انگیز است.

وضعیت حتی ترسناک‌تر در افق هزاران کودکی است که اکنون در سنین پایین با این سناریوی وحشتناک روبرو هستند. در حال حاضر کودکان مبتلا به پیش دیابت، فشار خون بالا و کلسترول بالا تشخیص داده می شوند. این اغلب در ارتباط مستقیم با وزن آنها است. فقط بچه های بزرگتر هم نیستند. بچه های ۳ یا ۴ ساله این اعداد بالا را در نتایج آزمایشگاهی خود می بینند. سوال این است: در مورد آن چه کنیم؟

من مدتی بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان در کلینیک WIC (زنان، نوزادان و کودکان) کار کردم. کار من مشاوره والدین با فرزندان خردسالشان و همچنین زنان باردار پرخطر در مورد تغذیه سالم بود. برای برخی، این تنها باری بود که چنین آموزش انفرادی را دریافت کردند. این یک تجربه ارزشمند بود. متأسفانه، ما اغلب کودکان خردسال را می دیدیم که به سرعت از نمودارهای رشد خود بالا می رفتند. سیستم این افراد را علامت گذاری می کند و در هر بازدید به ما یادآوری می شود تا در مورد راه های کاهش کالری دریافتی صحبت کنیم. اغلب توصیه می‌شد که شیر کم‌چرب را تغییر دهید، یا حجم وعده‌های غذایی را کم کنید، یا آب کمتری بنوشید. گاهی این پاسخ ها جواب می داد و گاهی هم جواب نمی داد. راستش ما همیشه نمی دانستیم راه حل درست چیست. هدف اصلی این بود که به نوعی به این والدین بفهمانیم که چیزی باید تغییر کند. یک دستورالعمل ساده مانند “سالم غذا خوردن” قرار نبود آن را کاهش دهد.

به همین دلیل است که این مطالعه جدید که اخیراً منتشر شد توجه من را جلب کرد. این من را به آن روزهای WIC بازگرداند و باعث شد به این فکر کنم که اگر توصیه مستقیم‌تر و مثبت‌تری برای ارائه نتایج شناخته‌شده سلامتی می‌دانستم، چگونه می‌توانم به گونه‌ای متفاوت با این مشتریان برخورد کنم. می بینید، مردم اغلب فراموش می کنند که وقتی در بهداشت عمومی کار می کنید، توصیه ها باید ساده و به خاطر سپردن آسان باشد. من نمی گویم مردم گنگ هستند یا اهمیتی نمی دهند، اما لزوماً از روی میل و میل خود در دفتر من نیستند. آنها باید آنجا باشند و من آنها را برای چند دقیقه اسیر می کنم. اگر بتوانیم آنها را به سادگی و محکم با راه حل هایی متقاعد کنیم که کارساز هستند، این پیامی است که آنها ممکن است به کار گیرند.

پس به مطالعه برگردید. فرض بر این بود که ببینیم آیا تغییرات در انواع قندهای مصرفی، بدون تغییر در ترکیب کلی درشت مغذی یا کالری رژیم غذایی، می‌تواند بر نشانگرهای بیوشیمیایی پایه بر سلامت تأثیر بگذارد یا خیر. برخی از نشانگرهایی که آنها قبل و بعد از رژیم مورد بررسی قرار دادند شامل سطوح گلوکز خون ناشتا، سطح انسولین ناشتا، سطح کلسترول و آنزیم های کبدی AST و ALT بود.

طرح مطالعه این بود. آنها گروهی از کودکان ۶ تا ۱۸ ساله با BMI بالا و حداقل یک بیماری همراه دیگر (فشار خون، هیپر تری گلیسیریدمی، اختلال در قند خون ناشتا، هیپرانسولینمی، افزایش آلانین آمینوترانسفراز یا آکانتوز نگریکانس شدید) را انتخاب کردند و درشت مغذی های معمولی آنها را ارزیابی کردند. و کالری دریافتی هدف این بود که این وزن همراه با وزن آنها در طول مطالعه ثابت بماند.

نمونه خون ناشتا و تست تحمل گلوکز خوراکی در روز اول مطالعه انجام شد. پس از آن، آنها قرار بود رژیم غذایی خود را با غذاهایی که صرفاً توسط کلینیک ارائه می شد شروع کنند. این غذاها، همانطور که قبلاً گفته شد، با دریافت دقیق درشت مغذی‌ها مطابقت داشتند. تنها تغییر، تعویض قندهای اضافه شده، عمدتاً فروکتوز، و جایگزینی انواع دیگر کربوهیدرات ها از چیزهایی مانند نان شیرینی، غلات، میوه، پاستا و نان بود. قند کل رژیم غذایی و فروکتوز به ترتیب به ۱۰٪ و ۴٪ از کل کالری کاهش یافت. آیا این برای مشاهده هرگونه تغییر در سلامت کلی کافی است؟

همانطور که مطمئن هستم می توانید حدس بزنید، تأثیر قابل توجهی داشت. نه در ۳ ماه، نه در ۱ ماه – بلکه در ۱۰ روز کوتاه. به همین دلیل بود که این مطالعه خیلی سریع توجه من را به خود جلب کرد. اگر این درست باشد، همانطور که من احتمال می‌دهم اینطور باشد (امیدوارم مطالعات بعدی برای تأیید این موضوع ادامه یابد)، این یک پیام فوری و آسان است که می‌توانیم به والدین و خود بچه‌های بزرگتر بدهیم. قندهای اضافه شده را کاهش دهید، به جای آن انواع دیگر کربوهیدرات ها را بخورید (البته با جزوه های رنگارنگ همراه است)، و شاهد بهبود خطر ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی عروقی باشید.

علاوه بر این، برایم جالب بود که محققان برای ثابت نگه داشتن وزن شرکت‌کنندگان در مطالعه مشکل داشتند، یعنی درصد کمی از وزن خود را به طور کلی از دست دادند، که محققان خاطرنشان کردند که ممکن است نتایج نهایی را تا حد کمی تغییر دهد. در آن زمان باید تعجب کنید که در یک محیط واقعی، با اجرای رژیم غذایی، اما به آنها گفته نمی شود که باید به شدت مصرف درشت مغذی های مشابه را کنترل کنند، اگر کاهش وزن یک محصول جانبی طبیعی صرفاً تغییر انواع کربوهیدرات های مصرفی نباشد.

من در اینجا به تمام یافته های عددی دقیق نمی پردازم، اما با خیال راحت خودتان آنها را و کل مطالعه را از طریق پیوند ارائه شده در ابتدای این مقاله مطالعه کنید. ارزش خوندن رو داره

من فکر می کنم پیام take home این است. انواع کربوهیدرات‌هایی که مصرف می‌کنیم مهم هستند و قطعاً در کودکان خردسال ما اهمیت دارند. ما باید قندهای اضافه شده را از رژیم غذایی خود حذف کنیم. من نمی گویم شیرینی و غلات راه حل هستند، اما نمی توان نادیده گرفت که شکر تصفیه شده چه مشکلی در رژیم غذایی ما و به ویژه در غذاها و محصولاتی که برای جوانان ما تبلیغ می شود، ایجاد کرده است. برای آن دسته از ما که در سلامت عمومی هستیم، می‌توانیم از این مطالعه به عنوان مثال واضحی از روشی ساده و ملموس برای ایجاد تفاوت در سلامتی افراد استفاده کنیم. شما ممکن است همه مشکلات را حل نکنید، اما ممکن است به یک مشتری قدرت دهید تا در مسیر سلامتی بهتر قرار گیرد.