چگونه زندگی برای زنی که اجساد یک زوج کمپینگ را پیدا کرد به “جهنم زنده” تبدیل شد


فیس بوک

فیس بوک

زنی که تابستان گذشته اجساد یک زوج تازه ازدواج کرده را در موآب، یوتا کشف کرد، می‌گوید که پلیس اخیراً به او گفته بود که به داستان او شک کرده‌اند – تا اینکه چهارشنبه شب، مقامات علناً شخص دیگری را به عنوان مظنون معرفی کردند.

در همین حال، سیندی سو هانتر در هراس دائمی از تحت فشار قرار گرفتن برای کاری که انجام نداده بود، زندگی می کرد و در همسایگی خود به یک بدجنس تبدیل شد، او روز پنجشنبه به دیلی بیست گفت.

هانتر، ۶۴ ساله، بقایای کایلن شولت، ۲۴ ساله، و کریستال بک، ۳۸ ساله، چهار روز پس از ناپدید شدن آنها در آگوست گذشته، در کوه های لاسال را پیدا کرد. این دو که قبلاً به دوستانشان گفته بودند که توسط یک مرد “خزنده” که در حین کمپینگ در منطقه با آنها روبرو شده بودند ترسیده بودند، به ضرب گلوله کشته شدند. این قتل دوگانه تکان دهنده به تیتر خبرهای ملی تبدیل شد و ۵۲۰۰ نفر از ساکنان موآب را به خطر انداخت. این برای والدین شولت که پیش از این در سال ۲۰۱۵ یک پسر نوجوان را بر اثر تیراندازی از دست داده بودند، ضایعه غیرقابل تحملی بود.

هانتر اولین بار در سال بعد شولت را ملاقات کرد و با پدرش شان پل دوست شد. پس از ناپدید شدن این دو، هانتر گفت که از آنچه که به نظر او تلاش نادرست جستجو و نجات توسط مجری قانون می‌دانست، ناامید شد. بنابراین، او به تنهایی به دنبال زنان رفت.

هانتر از مک‌دونالدز که بک در آن کار می‌کرد، شروع کرد و او و شولت ون کمپر خود را در آنجا پارک کردند. همانطور که او در آن زمان به Daily Beast گفت، هانتر “می خواست انرژی آنها را احساس کند و درک کند که کجا هستند.” او سپس به سمت کوه‌ها رفت و چندین ساعت در اطراف رانندگی کرد در حالی که «با صدای بلند با دخترها صحبت می‌کرد و از آنها التماس می‌کرد که علامتی به من بدهند». هانتر در حالی که راه خود را از طریق بیابان می پیچید، توضیح داد که احساس می کند چیزی را که نمی تواند کاملاً توضیح دهد.

او گفت: «وقتی رفتم دریاچه وارنر را بچرخانم، نمی‌خواهم بگویم صداهایی در سرم بود، اما به من گفته شد که مستقیم برو و عجله کن». این فقط تکرار می شد. من به سمت جاده سند فلتس می روم، و از گوشه چشمم برقی از نقره را از میان درختان دیدم و یک کمپینگ را در یک جاده فرعی کوچک دشوار دیدم. خیلی راحت از دست دادن و آن زمان بود که ماشین آنها را پیدا کردم.»

فیلم آخرین باری که زوج کمپینگ کشته شده زنده دیده شده اند را نشان می دهد

سپس هانتر به طور تصادفی با جسد شولت برخورد کرد و به سمت ماشین او دوید. او درها را قفل کرد و با پلیس تماس گرفت. به گفته هانتر، وقتی مأموران رسیدند، بقایای بک را پیدا کردند.

پس از آن، جامعه از هانتر به عنوان قهرمانی برای یافتن مکان زنان و آوردن برخی از ظاهر بسته به خانواده‌هایشان تجلیل شد. اما فروشگاه کوچک لوازم هنری او قادر به تحمل این بیماری همه گیر نبود و هانتر مجبور شد شهر را ببندد و ترک کند. سپس، یک هفته پس از نقل مکان به یک مکان جدید، زندگی او واقعاً بهم ریخت.

هانتر به دیلی بیست گفت: «ماه گذشته حکمی به من دادند و به من گفتند که مظنون هستم. “این به شدت من را ترسانده بود، احساس می کردم قرار است برای این قتل هولناک تحت فشار قرار بگیرم.”

او به یاد می آورد که سه ماشین از معاونان کلانتر شهرستان گراند در خانه جدید هانتر حاضر شدند و یک بمب بر روی او انداختند.

به گفته هانتر، که گفت او از صحنه جرم با تلفن خود عکس گرفته است تا رسماً کشف خود را ثبت کند، “آنها گفتند که داستان من مدام تغییر می کند، اما تغییر نکرد.” “آنها گفتند که تلفن من آنجا پینگ شده است [near the murder scene]و من گفتم، البته اینطور بود – به آنها گفتم که در تابستان چندین بار در هفته پیاده روی آنجا بالا می رفتم … آنها به من گفتند که معمول نیست مردم در صحنه جرم عکس بگیرند. بنابراین آنها فکر کردند که من ممکن است چیزی را پنهان کنم. اساساً این چیزی است که آنها به من گفتند.»

هانتر، که تلفنش توسط نمایندگان توقیف شد، گفت که با او “وحشیانه” رفتار شده است و او در حال بررسی شکایت از کلانتری به دلیل چرخش سورئال وقایع است.

هانتر روز پنجشنبه گفت: «تمام کاری که انجام دادم این بود که آنها را پیدا کردم، و به دلیل روشی که آنها را پیدا کردم، من را به یک مظنون تبدیل کرد. «آنها به آن اعتقاد ندارند [the] فراطبیعی من آنها را به گونه ای پیدا کردم که برای آنها منطقی نبود، بنابراین من را به یک مظنون تبدیل کرد.

دیروز، مقامات در گراند کانتی آدام پینکوسیوویچ ۴۵ ساله را به عنوان قاتل شناسایی کردند.

به گفته استیون وایت، کلانتر شهرستان گراند، پینکوسیوویچ که در ماه سپتامبر بر اثر خودکشی درگذشت، در همان مک‌دونالدز با بک کار می‌کرد. وایت در بیانیه‌ای گفت که پینکوسیوویچ «در زمان قتل‌ها در لاسالس و موآب بود» و اندکی پس از آن از ایالت گریخت. وایت در بیانیه ای گفت، پینکوسیوویچ قبل از مرگش به طرف دیگری گفت که دو زن را در یوتا کشته است و جزئیات خاصی را ارائه کرد که فقط برای بازرسان می دانستند.

از زمان قتل دخترش، شان پل شولت حضور خود را در موآب حفظ کرده است و یک “غرفه سرنخ” برای دریافت هر گونه راهنمایی که ممکن است مردم داشته باشند، تشکیل می دهد. او به یک ایستگاه رادیویی محلی گفت که برای اولین بار نام پینکوسیوویچ را “ماه ها و ماه ها پیش” به عنوان “یکی از افراد مورد علاقه” شنیده است، اما گفت که کارآگاهان نتوانسته اند او را پیدا کنند. Pinkusiewicz سرانجام در ۱۱ مه، تنها چند روز پس از ستاره تلویزیون های واقعیت، به عنوان مظنون شناسایی شد. سگ Bounty Hunter برای کمک به بازرسان حاضر شد.

وایت در بیانیه خود گفت که بازرسان به بررسی “شواهد حیاتی و تازه کشف شده” در این پرونده، از جمله تویوتا یاریس ۲۰۰۷ پینکوسیوویچ، که مقامات اخیرا آن را کشف و ضبط کرده اند، ادامه می دهند. اما هانتر هنوز از سوی پلیس احساس نیش می‌کند، پلیسی که به گفته او هنوز به او نگفته است که آزاد شده است. در نتیجه، احساس بسته بودن برای او دشوار است و تمایلی ندارد که اعلامیه کلانتر را به صورت واقعی دریافت کند.

هانتر به دیلی بیست گفت: “من با آن دست و پنجه نرم می کنم، زیرا اگر به عنوان مظنون دستگیر نمی شدم، فکر می کنم خوشحال و خوشحال می شدم.”

همانطور که هست، او گفت که “از نحوه رسیدگی به آن سوال خواهد کرد.”

هانتر ادامه داد: “تا زمانی که داگ به شهر نیامد، آنها هیچ پاسخی برای ما نداشتند.” “همه ما نه ماه منتظر پاسخ بودیم و سپس داگ به شهر می آید و [suddenly] آنها می دانند چه کسی این کار را کرده است؟ امیدوارم او بوده باشد، و او مرده باشد و دیگر مجبور نباشیم با آن هیولا سر و کار داشته باشیم. اما من با این واقعیت مبارزه می کنم که آنها می دانستند [it was him]و فقط اجازه دهید اینجا آویزان شویم.”

کلانتر شهرستان گراند فوراً به درخواست های The Daily Beast برای اظهار نظر پاسخ نداد.

هانتر ماه گذشته را “یک جهنم زنده” توصیف کرد و گفت که به شدت امیدوار است که اکنون اوضاع برای او بهبود یابد. او گفت که همسایه های جدیدش که در ابتدا به گرمی با او احوالپرسی کرده بودند، پس از اینکه دیدند نمایندگان خانه او را “محاصره” کردند، ناگهان سرد شدند.

هانتر توضیح داد: “من نقل مکان کردم و قرار بود زندگی جدیدی را شروع کنم.” “و [when the police came]همه همسایه ها دیدند و الان هیچکس با من صحبت نمی کند. قبل از این اتفاق، مردم به درب من می آمدند، شماره تلفن خود را به من می دادند و از من در محله استقبال می کردند. هیچ یک از آنها تلفن را پاسخ نمی دهد و به تماس های من پاسخ نمی دهد. آنها دیگر دست تکان نمی دهند. قطعاً به من صدمه زده است.»

بیشتر در The Daily Beast بخوانید.

بزرگترین اسکوپ ها و رسوایی های Daily Beast را مستقیماً در صندوق ورودی خود دریافت کنید. ثبت نام کن.

مطلع باشید و دسترسی نامحدودی به گزارش های بی بدیل Daily Beast داشته باشید. اکنون مشترک شوید.